زعفران ارزشمندترين محصول زراعي و محبوب‌ترين ادويه جهاني، با جاذبه‌های سه‌گانه طبيعی: رنگ زيبا، رايحه و طعمی دلپذير، و نيز خواص و خصوصيات کم‌نظير (از جمله: شادی برانگيز، ضدافسردگی، مفيد براي قلب و عروق و…)، و با پيشينه تاريخی بسيار طولانی، جايگاه والايی در فرهنگ و فلاحت، طب و داروشناسی و تغذيه و بهداشت ايرانی داشته است.

بدان‌سان که در شمار مواد مصرفی روزانه دربار هخامنشيان به ميزان 996 گرم ثبت شده که مقداری معتنابه و بااهميت است.

جاذبه‌های جادويی و جاودانه اين رستنی گرانقدر و قيمت، موجب شده بود که توجه و علاقه اعراب دوران باستان را نيز برانگيزد، و بعد از اسلام هم با شدت بيشتری استمرار يابد. در «تاريخ طبری» و نيز «تاريخنامه طبری» از مصارف مختلف زعفران در دوران جاهلی اعراب و پس از آن تا قرن چهارم، به مناسبت‌هايی سخن رفته است.‏

زعفران و خلوق به عنوان عطر و بخور

زعفران به عنوان عطر و بخور

محصولات بونانزا با کیفیت برتر و بصورت ارگانیک برای اصل پسندان

عطر و بخورسازی در دربار هخامنشيان برعهده چهارده نفر متخصص خبره بود و در عصر ساسانيان از زعفران به عنوان «عطر» و «بخور» استفاده می‌شد.

عربها نيز که در قلمروهای فرهنگی و سياسی ساسانيان بودند، به پيروی از سنتهای کهن ايرانی از زعفران به عنوان عطر و نيز بُخور استفاده می‌کردند، به اين ترتيب که محلول زعفران و مواد معطر ديگر چون گلاب را درون تشتهای سفالين کم‌عمق با سطح زياد می‌ريختند و به هنگام جشن و عروسی و مجالس بزم، تشت را درون چادر می‌گذاشتند و با تبخير تدريجی مايع زعفران و مواد معطر، يا عطر زعفران‌آلود، که به آن «خلوُق» می‌گفتند،

رايحه‌ای خوش در فضای خيمه می‌پيچيد و نشاط و سرور جمع حاضران را مضاعف می‌کرد، چنانکه برابر روايت طبری، خلوق در جشنهای عروسی بزرگان عرب در ادوار باستان، مورد استفاده قرار می‌گرفت. علاوه بر اين در معطر کردن فضای بتکده‌ها و رايحه‌ بخشيدن به پيکر بی جان بتان از زعفران بهره می‌گرفتند.‏

مالش بدن با شراب و زعفران

در عصر هخامنشيان از زعفران در ترکيب روغن آرايشی

(به اصطلاح امروزی کرم/‏Creme‏) مورد استفاده قرار می‌گرفت که در عهد پارت‌ها و ساسانيان نيز استمرار داشت.

عربهای دوران جاهلی و نيز بعد از اسلام از برخی سنتهای ايرانيان پيروی می‌نمودند، مخصوصا خليفگان اموی و عباسی از آداب و رسوم دربار شهرياران ايرانی تقليد می‌کردند.

برخی از خلفای بنی‌اميه به عيش و نوش‌های پرخرج و شگفت می‌پرداختند. از باب نمونه وليد بن يزيد بزمهای افسانه‌ای با ساقيان زيباروی و خنياگران چيره‌دست برپا می‌کرد و در پی ميگساری، در آبدان (اپدان: حوض) پر از گلاب و شراب و زعفران می‌پريد.